|
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام..
|
گويي كه سالهاي سال گذشته
يك عمر گذشته
از آن زمان كه شانزده ساله بوديم
گويي كه هيچ وقت نبوده
يا براي هميشه از ياد برده ايم
اينكه ما هم شانزده ساله بوديم
يك روز پاييزي
كه خسته از زندگی برمي گرديم
با صداي گامهاي تند..
براي لحظه اي همه چيز را فراموش مي كنيم
اولين نشانه هاي پيري
سر می رسد ..
ويكباره به ياد مي آوريم
تمام آن ترسها و آرزوهايي كه داشتيم
آن شاديهاي به دلهره آميخته
داستان اولين عشق
اولين اشك
اولين شك
اولين شعر
اينكه ما هم شانزده ساله بوديم.......