تبليغاتX
پابه پای ماه
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام..
 

در ذهن خاطره هایم ، سکوت غمباری ست....

 ورق زدم، به دیروز..تا رسم به کودکی  هایم!

دوباره دیدن آن سادگی ،چه دیداریست ....

...یکی نبود و یکی بود زیر سقف کبود ...

دوباره قصه مادر بزرگ ام تکراریست ...

دلم شکست و غزل مرد، آه همزبانانم!

چقدر طعنه و زخم زبانتان کاریست ...

کسی زحادثه ء عشق قصه نگوید

از عاشقی نسرودن خودش گناهکاریست ...

اگر چه حرف غزل ناتمام مانده ولی

سکوت کن ، اینجا،سکوت اجباریست !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 19:24  توسط آرزو  |