تبليغاتX
پابه پای ماه
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام..
 

در پشت انتظار

ناگه خیال تو

چون سد سرنوشت در آسمان تو

در پشت پنجره رویش چه بی خیال

ساکت شده دلم

 چون وهم انتظار

باور در این سکوت

 تنها در این سفر

ساکت شده دلم

جاده

غروب

سکوت

کوچه در انتظار ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 13:59  توسط آرزو  | 

 

کاش میشد ...

گرد و غبار ظلمت٫ را با تکه های نرم سحر٫

از آیینه قلبت پاک کنم !

همچون پرنده ای بی باک به پرواز درآیم

تا به افق های دور آرزوهایت برسم!

مثل سایه لرزانی٫ یک آن پیدا شوم

روی دلتنگی مات ٫ شیشه پنجره ات ٫جرقه نوری ماندگار شوم

یک تبسم باشم بر روی لبانت

روی گونه های پژمرده ات گلی بکارم

وقت نمایش٫ پرده غروب ٫همچون تک ستاره خاموش

با هر باز و بسته شدن چشمت٫ تجلی نور و خوشبختی باشم!

قطره اشکی باشم که می چکد از چشمت..

درون دریای محبتت  فرو افتم و محو شوم ! 

کاش میشد بدانم تو مرا یاد زادگاهم می اندازی

یا 

زادگاهم  ترا بیادم .........مادرم .........!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 21:18  توسط آرزو  |