|
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام..
|
نزدیک - غروب هفت رنگ
میان - گوسفندان خاموش
نی چوپانی
مستی بلبل
عشوه گل سرخ
آه می کشد خار٫درآیینه شبنم...
گلی پژمرده وپرپر
می خندد غنچه
چه خبرداشت که خواهد پژمرد؟
پ ن :با تشکر از امیر عزیز
روز را کسوف
وشب را...
خسوف
بلعیده انند
و تو هنوز ..در راهی ...
خشگزاری بی آب -
امید اعجاز باران
کشاورزان چشم انتظار ...
دلتنگی مداوم به دلم می کوبد
تا ویرانی اش
ثانیه ای فاصله است
ببار باران
اشک ها بی تاب بوسه توست ..
بنفشه خندان-
لاله ء خم گشته
چیزی نداریم اختیار...
من از بین تمام آدمها
از خنده ها٫ گریه ها
من از قانون تقدیر
.
.
زندگی ها٫ رنجها
حتی
"با قبول- دادن -جانم "
تاختم !
که آشتی دهم.. لاله گرن شکسته ..را با شادی ها
باد را با آتش ٬ رنج را با شادی نه مدارا
ولی افسوس..
باختم .