تبليغاتX
پابه پای ماه
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام..

درخشان - ماه محجوب

در آغوش  باز

     ابرها

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 0:41  توسط آرزو  | 

 

فردا کنارم بیا

امشب تنهای را

به خاک خواهم سپرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 14:48  توسط آرزو  | 

دراین سرما- یاد  مادر

می پوشاند مرا

چون یک شال گرم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 21:8  توسط آرزو  | 

 

ایستاده شانه به شانه

پیراهن های گل گل قرمزی

مهمانی دریاچه

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 20:18  توسط آرزو  | 

 

هدیه گرفته - برف

تک شاخه

رو به خدا را

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 15:31  توسط آرزو  | 

 

گوشواره گل می چرخد

با بازی باد

برسد بر سرشانه باغ

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 1:20  توسط آرزو  | 

 

زیبا یی عشق

منعکس

در نوک کبوتر

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 20:46  توسط آرزو  | 

 

 

یک آن غروب شد

با سکوت ماهیان

در عمق دریا

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 20:2  توسط آرزو  | 

 

پارچه نازکدل حریر

می گریزد

از سوزن و نخ

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 19:2  توسط آرزو  | 

می پرد قوی پیشگو

 درآستانه طوفان

 آغوش دخترک

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 13:14  توسط آرزو  | 

تمام - شب

قهوه تلخ و سکوت

چشم انتظار

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 12:49  توسط آرزو  | 

 

چهل رنگ

فخربر

درختان یک رنگ

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 15:15  توسط آرزو  | 

 

هفته  می پرسد

حال - غم

از جمعه

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 15:51  توسط آرزو  | 

 

سیب های رسیده

حوض آبی

بازی می کند ماهی

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 1:6  توسط آرزو  | 

 

زمستان در اندیشه

درختان

بیدارمی شونند

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 0:55  توسط آرزو  | 

 

لگد نشده ٫در خیال

صبح ٫دام شب ٫می کشاند

 عنکبوت عقده چند پا!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 22:50  توسط آرزو  | 

 

گلها را همچون زلف

یک سو می دهد

نسیم - ناپیدا

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 22:47  توسط آرزو  |